چرا قبرستان سیاورزی ها در گولاسر از قبرستان مردم لیره سر جدا ست؟

گولاسر، ییلاق مشترک سیاورزی ها و لیره سری ها است. با این حال برعکس بسیاری از روستا ها و شهرها، قبرستان ساکنین این ییلاق یکی نیست. اما چرا؟ از سال­ها پیش این سوال در  ذهن من شکل گرفت که چرا محل دفن اموات لیره سری ها و سیاورزی ها در گولاسر جداست. مزار سیاورزی ها در گولاسر، اندکی بالاتر از محل سکونت آنها یعنی سید محله واقع شده که به یمن ساخت و سازهای جدید این فاصله از بین رفته است. در کنار این قبرستان یک درخت زیبا با عنوان آقا دار یا درخت مقدس روییده که هنگام زیارت اهل قبور می توان از سایه آن استفاده کرد. روی شاخه های این درخت پارچه و نخ های فراوانی به عنوان دخیل بسته شده است. معروفترین سیاورزی دفن شده در این مکان مرحوم آقا میرزا حسین است که مزارش زیارتگاه و محل نذر و نیاز مردم است و اگر در هنگام غروب سری به این مکان بزنید چراغ ها(در گذشته چراغ موشی) وشمع هایی را خواهید دید که روی قبر این مرحوم روشن شده است. اما قبرستان مردم لیره سر، روبروی خانه های آنها، آنسوی دره و رودخانه ای است که در سمت غرب گولاسر قرار دارد. از نظر تعداد قبرها، اموات بیشتری در قبرستان لیره سری ها دفن شده اند که به نظر من دلیل آن جمعیت بیشتر لیره سری ها نسبت به سیاورزی ها است. هم اکنون نیز مانند گذشته تعداد خانه ها و ساکنین لیره سری بیشتر از سیاورزی ها است. از دفن آخرین افراد در این دو قبرستان سال های زیادی می گذرد و در سال های اخیر کسی در این دو مکان دفن نشده است. شاید درگذشته متناسب با پائین بودن نرخ امید به زندگی در ایران میزان مرگ و میر افراد بیشتر بود و به دلیل سختی انتقال مرده ها به پائین به دلیل فقدان جاده تنها راه موجود دفن اموات در گولاسر بود. حال به سوال مطرح شده در ابتدای مطلب می پردازم و چند فرضیه در مورد آن مطرح می کنم . فرضیه و پاسخ اولیه من به این سوال، احترام به سادات سیاورزی بود که موجب جدا شدن قبرستان شده است، ولی دفن اموات مردم دو روستا در کنار یکدیگر نمی­توانست موجب بی احترامی شود و شاید حتی لیره سری ها به دلیل احترام به سادات از دفن امواتشان در کنار اموات سیاورزی ها استقبال هم می کردند. فرضیه دیگر فضای محدود قبرستان سیاورزی ها نسبت به قبرستان لیره سری ها بود که اجازه این کار را نمی داد. در مورد این فرض هم می توان گفت اگر فضای دفن اموات در قبرستان سیاورزی ها کم بود، قبرستان آنسوی رودخانه فضای بیشتری برای دفن اموات داشت. نگارنده این مطلب تاکنون این مساله را با هیچ یک از بزرگان سیاورز مطرح نکردم. شاید آنها هم پاسخی برای این سوال نداشته باشند. از خوانندگان خواهشمندم در صورت داشتن نظری در این خصوص نظرتان را برای درج در این مطلب و تکمیل آن ارسال نمایید.             

اقامتگاه بومگردی یادگار دوست

 

در یکی از پست های گذشته به معرفی موزه بوم شناسی سیاورز پرداختیم. این موزه که به همت آقای مصطفی معافی مدنی در یکی از خانه های قدیمی روستا راه اندازی شد پس از چندی در کنار کاربری موزه تبدیل به یکی از اقامتگاه های بومگردی روستایی تنکابن شد. این خانه که در گذشته متعلق به مرحوم کربلایی طاهر سیدی بود پس از درگذشت وی توسط دو همسرش مرحومه مشهدی حمیده و خیرالنسا مورد استفاده قرار می گرفت. پس از فوت آنها این خانه توسط آقای مصطفی معافی خریداری و تبدیل به موزه و اقامتگاه بومگردی شد. این خانه مشابه بسیاری از خانه­ های قدیمی سیاورز با استفاده از سنگ و چوب شمشاد و گل، به شکل داردچین و ازگامه ای ساخته شده است و دارای دو اتاق و ایوان و تراس بوده و یک انباری نیز در زیر تراس ساخته شده است. هم اکنون از یکی از اتاق های این خانه برای اسکان و پذیرایی مسافران استفاده می شود و اتاق دیگر موزه روستایی است. وبسایت Space.ir  خدمات قابل استفاده در این خانه را راهنمای محلی تورهای گردشگری، پارکینگ غیر مسقف بیرون از اقامتگاه، پرسنل مسلط به زبان انگلیسی، طبخ انواع غذاهای محلی نظیر ترشه تره، میرزاقاسمی، بادمجان کبابی، لوبیا قاتوق، غوراب، مرغ آلویی و مرغ شکم پر، آشپزخانه مشترک جهت گرم کردن غذا و یا دم کردن چای و سیستم سرمایشی و گرمایشی ( پنکه و بخاری گازی) و خوانندگی و اجرای آواز محلی زنده توسط اهالی روستا معرفی کرده است. در اینستاگرام این خانه ویدیویی از آواز سید مرتضی معافی مدنی معروف به گلپا به اشتراک گذاشته شده است.